دکتر آمنه ابراهیمی

قدمت و دیرینگی حیات نهاد فتوت در تاریخ ایران به زمانی مربوط می شود که این نهاد شاکله ای سراسر ایرانی داشت. شاکله ای که از آبشخورهای دیرینی چون آیین میترا مایه و پایه می یافت. ریشه ی فکری این نهاد در ایران دوره ی اسلامی با بستگی عیاران ایران و فتیان در عراق صورتبندی می شود. 
در واقع با کمی احتیاط محققانه و با در نظر گرفتن حضور عیاران در قرون اسلامی ایران می توان گفت نهاد فتوت در ایران اسلامی یک صورت دگردیسی یافته ی عیاری ایران باستان است چرا که منش و سجایای عملی و ذهنی عیاران و فتیان بسیار مطابق و همسوی با یکدیگر است. به دیگر سخن عیاران کهن ترین گروه جوانمردانند . ملک الشعرای بهار کاربرد کلمه ی پهلوی عیار را در تاریخ ایران باستان به معنی ای یار و یاریگر تأیید کرده است. کلمه ای که بار معنایی آن در آموزه های آیین میترا با مفاهیمی چون یاری کردن و دوستی روشن است.
اهمیت مقام سرباز نیز در این آیین با توجه به آنکه سربازی یکی از شغلهای اصلی  عیاران بوده است،گواه آن است که این آیین در پدیداری ، پرورش و پر و بال دادن به عیاران تأثیر پررنگی داشته است و این نسبت قدمت بی سبب نیست.
 علاوه بر این شباهت‌هایی که بین اعمال مذهبی زرتشتیان چون پوشیدن لباس سدره و بستن کمربند در زمان بلوغ با آیین پیوستن به جرگه ی جوانمردان یعنی بستن کمربند(شد) و پوشیدن سراویل سوی مشترک دیگری است که حیات این نهاد را به ایران قبل از اسلام نزدیک می کند. سوگندهای عیاران در داستان سمک عیار به یزدان دادار،نورو نار و زند و پازند نیز از جمله مستندات دیگری است که قدمت حضور عیاران را به ایران دوران باستان گره می زند.
اسواران از جمله رده های نظامی ایران زمان اشکانیان بوده اند که ویژگیهای درون گروهی آنان شباهت  بسیاری به عقاید و خصوصیات اخلاقی  عیاران دارد و بی گمان خصیصه های عملکرد اسواران می تواند مؤید دیگری از آبشخورهای کهن نهاد فتوت باشد. 
اسوار باید :راست بگوید، راست بر اسب بنشیند ، راست تیر بیفکند، از هم میهنان خود دفاع کند به پناهنده پناه دهد ،جان خویش را در راه آرمانش نثار کند، سخی و کریم باشد، دل و دست و چشم از ناموس دیگران پاک دارد، مهم تر اینکه او باید زرتشتی پاک باشد یعنی خلاف عهد و قول و پیمان عمل نکند. 
آنچه از  دیگر دانسته های تاریخی برمی آید این است که  عیاران در نخستین روزهای تکاپوهای خود از افراد جنگی و سپاهی بوده اند و به کمند افکنی و ناوک اندازی شهره. سلاح مخصوص آنها کمان گروهه بوده است . کمان گروهه در واقع فلاخنی است که با آن کلوخ و گلوله های گلی می انداختند. این عمل در زبان عربی بندق خوانده می شد و جوانمردان سرزمین‌های عربی بدین کار معروف بوده اند.
به گفته ی دکتر مصطفی کامل الشیبی جوانمردی (فتوت  =جوانمردی و فتی =جوان) در بافت اجتماعی شهر کوفه ریشه داشت و پس از آن در شهر بغداد اشاعه یافته است . جوانمردان کوفه لباسی زرد رنگ که رنگی نمادین و خاص بوده بر تن می کردند و به ناتوانان یاری می رساندند. از جمله ی این افراد ابراهیم بن یزید النخعی (متوفی۹۵هق)بوده است. 
برخی دیگر از پژوهشگران قدمت این نهاد را در جهان عرب به عصر جاهلیت می رسانند. بنابر سازو کارهای درونی این عصر از فتوت تلقی دیگری در میان بوده است. این مدعا در شعر طرفه بن عبد شاعر عصر جاهلی بازتاب دارد. فتی در شعر او برابر با کرم می باشد . 
به هر حال با ورود اسلام به ایران و آمیزش فرهنگ ایرانی و اسلامی، عیاران و سپس متصوفه و اصناف ایران با فتیان آنچنان درآمیختند که نمی توان گفت کدامشان بر دیگری تاثیر نهاده است! شباهت شگرف تشکیلات و آداب فتیان با متصوفه و اصناف نمود بارز این معنی است در کتاب آسمانیمان قرآن کریم حضرت ابراهیم (ع)
(سوره انبیاء آیه  ی۶۰)،حضرت یوسف(ع)(سوره ی یوسف آیه ی ۳۶و۲۰) و اصحاب کهف(سوره ی کهف آیه ۶۲ و ۶۰ و۱۳ و۱۰) فتی خوانده شده اند، اما آنچنانکه مشهور و مقبول است شخصیت و منش مولای متقیان حضرت علی (ع) به جهت شجاعت، مردانگی و جود و مروت سوی توجه فتیان را به خود جلب کرده است و فتوتنامه های برجای مانده از اعصار مختلف تاریخ نشان روشنی است از اینکه شخصیت آن حضرت به عنوان نمونه و الگویی بی نظیر در میان فتیان مطرح بوده و هست.
 نخستین استناد محکم و متقن به غزوه ی احد بازمی گردد در این غزوه ندایی آسمانی (لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار) حضرت  علی (ع) را جوانمرد خطاب کرد. افزون بر این روایات پرتعداد دیگری در شأن جوانمردانه ی آن حضرت وجود دارد که سراسر بیانگر اهمیت جایگاه آن حضرت در صفحه ی اندیشگی فتیان و تأسی فتیان به اخلاق و منش آن بزرگوار است. 
مشهورترین روایت که به گونه ای روشن صورتبندی آغازین اندیشه فتوت را در اسلام و نیز الگوی آداب پیوستن به جرگه ی فتیان را هم در خود نهفته است روایتی است که در قسمت ذیل می آید :
« در خبر است که پیغامبر علیه الصلوه و السلام ، روزی با جمعی نشسته بود شخصی در آمد و گفت : یا رسول الله در فلان خانه مردی و زنی به فساد مشغولند .
 فرمود ایشان را طلب باید داشت و تفحص کردن چند کس از صحابه در احضار ایشان دستوری خواستند هیچ یک را اجازت نداد. امیرالمؤمنین علی علیه السلام در  آمد. وی را فرمود که یا علی تو برو و ببین تا این حال راست است یا نه ؟ امیرالمومنین علی آنجا بیامد چون به در خانه رسید چشم برهم نهاد و اندرون رفت و دست بر دیوار می کشید تا گرد خانه برگردید و بیرون آمد و پیش پیغامبر رسید ،گفت : یا رسول الله گرد آن خانه بر آمدم و هیچ کس را در آنجا ندیدم. پیامبر علیه الصلوه و السلام به نور نبوت بیافت و فرمود که یا علی انت فتی هذه الامه یعنی تو جوانمرد این امتی بعد از آن قدحی آب و قدری نمک خواست سلمان فارسی آن را حاضر کرد . 
رسول علیه الصلوه و السلام کفی نمک برداشت و گفت هذه الشریعه و در قدح افکند و کفی دیگر برداشت و گفت هذه الحقیقه و در وی افکند و به علی داد تا قدری بازخورد و گفت : انت رفیقی و انا رفیقی جبرئیل رفیق الله تعالی-بعد از آن سلمان را فرمود تا رفیق علی شد و قدح از دست او بازخورد و حذیفه را گفت تا رفیق سلمان شد و قدح از دست سلمان باز خورد –بعد از آن زیر جامه ی خود در علی پوشانید و میان او دربست و فرمود :« اکملک یا علی » ، یعنی تو را تکمیل می‌کنم و مأخذ فتوت و اصل این طریقت، این حدیث است.»۱ 

پانویس
۱ـ کاشانی کمال الدین عبدالرزاق، تحفه الاخوان فی خصائص الفتیان، به تصحیح سید محمد دامادی ، شرکت انتشارات بنیاد فرهنگ ، تهران،۱۳۵۱،ص۱۳-۱۲

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی